الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
236
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
فرادى كرد به ايماء . ( 1 ) ( طبرى ) و ابن اثير و غير آنان گفتهاند : بعد از ظهر قتال كردند سخت و نزديك حسين عليه السّلام رسيدند امام ، سعيد بن عبد اللّه حنفى را پيش خود خواند او خويشتن را هدف تير آنان كرد از راست و چپ بر او تير مىافكندند تا بر زمين افتاد . مؤلف گويد : در زيارت ناحيهء مقدّسه كه مشتمل بر اسماء شهد است اين عبارت آمده است : السلام على سعيد بن عبد الله الحنفى القائل للحسين عليه السّلام و قد اذن له في الانصراف لا و اللّه لا نخلّيك تا آنكه گويد : فقد لاقيت حمامك و واسيت امامك و لقيت من اللّه الكرامة في دار المقامة حشرنا اللّه معكم في المستشهدين و رزقنا مرافقتكم فى اعلى علّيين . ابن نما ( ره ) شهادت اين حنفى را مطابق روايت طبرى و ابن اثير ذكر كرده است آنگاه گويد : عمر بن سعد عمرو بن حجّاج را با گروهى كماندار بفرستاد تا هر كس از اصحاب حسين عليه السّلام را كه مانده بود تير باران كردند و اسبان آنها را پى بريدند كه ديگر سوار با او نماند و به زبان حال مىگفت : أ تمسي المذاكى [ 1 ] تحت غير لوأئنا * و نحن على اربابها امراء و اىّ عظيم رام اهل بلادنا * فانا على تغييره قدراء و ما سار في عرض السّماوة بارق * و ليس له من قومنا خفراء ( 2 ) شهادت زهير بن قين ( رض ) ( طبرى ) زهير بن قين - رحمه اللّه - قتال كرد قتالى سخت و اين رجز خواندن گرفت : انا زهير و انا ابن القين * اذودكم بالسّيف عن حسين ( بحار ) انّ حسينا احد السّبطين * من عترة البرّ التّقى الزّين ذاك رسول اللّه غير المين * اضربكم و لا ارى من شين ( طبرى ) و دست بر دوش حسين عليه السّلام مىزند و مىگفت : اقدم هديت هاديا مهديّا * فاليوم تلقى جدّك النّبيّا
--> [ 1 ] مذاكى جمع مذكّى به صيغهء اسم فاعل از باب تفعيل اسب نيكو است ؛ يعنى : آيا اسبان زير پرچم ديگران باشند با آنكه ما فرمان فرماى صاحبان آنها هستيم و هر چيز دشوارى كه به مردم كشور ما روى آورد ما مىتوانيم آن را بازگردانيم در دشت سماوه ابرى نگذشت كه از قوم ما چند تن او را در پناه خود نگرفته باشند ( ابر را در پناه گرفتن كنايه از غايت قدرت است ) .